وقتی که برف می بارد...نمی دانم چرا کلمات از خاطرم فرار می کنند...گمان می کنم جای خوبی گیر می آورند برای ماندن؛جایی بهتر از ذهن خسته ی من...جایی شاید میان برفها...
وقتی که برف می بارد دست می کشم از جوش و خروش.عجب آرامشی دارد رقص دانه های سپید برف!
ساعت از گرگ و میش گذشته و هنوز گرگ و میش است این هوای برفی...
برف زمستانی،مثل موسیقی متن بهترین فیلم دنیاست...شبیه همان نت های آرامی که زیبایی را به کمال می رسانند و گوش های برفی ات را نوازش می کنند...هر دانه ی برف روی دستانم،نوید برآورده شدن یکی از آرزوهاست...آرزوهای مشترک من و تو...آرزوهایمان مبارک!
اومدم یه دونه عکس بذارم...نشد!
نظرات شما عزیزان:

پاسخ:می بینیم!
.gif)
...
.gif)
پاسخ:شما سکوت کنی بهتره...!

پاسخ:آرزو بر جوانان عیب نیست...!
کوفتت بشه با این مخاطب خاصت!
خو کیه؟؟
بوگو دیگه مردم از فوضولی!
پاسخ:صدی؟!الان اومدی اسمتو مخفف کنی؟!! نمیگم...بترک از فضولی!!

عاشــــــــــــــــــــقی؟؟؟
.gif)
پاسخ:عاشق؟؟؟؟!!!من و عشق؟!!!!!!!!!!!همچین یکم...یکم زیادی بهم نمیاد!نه عروس دایی عزیز...عاشق نیستم،ولی مخاطب خاصو دارم!